شما اینجا هستید

    اسلایدر » روایتی متفاوت از یک مدافع حرم / شهیدی که هنگام استفاده از فضای مجازی وضو می گرفت

همسر شهید مسلم خیزاب گفت: شهید وقتی می خواست از فضای مجازی استفاده کند حتماً وضو می گرفت و معتقد بود که این فضا آلوده است و شیطان انسان را در این فضا وسوسه می کند.

به گزارش اخبار کوهپایه؛ همسر شهید مسلم خیزاب در یادواره ۷۲ شهید شهر کوهپایه با بیان اینکه شهید خیزاب مدت یک سال از تحصیل خود را در شهر کوهپایه پشت سر گذاشت، پ اظهار کرد: هر کجا که دین در خطر باشد عاشق علی بن ابی طالب(ع) با تمام وجود به میدان می آید و از کسی نمی ترسد.

وی افزود: ما می توانیم از مدافعان حرم یک قدم جلوتر حرکت کنیم؛ چرا که مدافعان حرم فقط از شهدای دفاع مقدس تمسک می جستند و در آخر هم به فیض شهادت رسیدند، اما ما شهدای مدافع وطن و حرم و دفاع مقدس را داریم.

همسر شهید مسلم خیزاب در مورد ویژگی های همسر خود عنوان کرد: عشق به خدا و اهل بیت(ع) یکی از ویژگی های بارز شهید بود؛ شهید خیزاب تحت هر شرایط نماز را اول وقت برگزار می کرد و در هر کاری گوش به فرمان مقام معظم رهبری بود.

وی با بیان اینکه شهید بعد از شهادت وصیت کرد پوشیه بزنم که دشمن از دیدن من شاد و دوست ناراحت نشود، خاطرنشان کرد: شهید وقتی می خواست از فضای مجازی استفاده کند حتماً وضو می گرفت و معتقد بود که این فضا آلوده است و شیطان انسان را در این فضا وسوسه می کند.

همسر شهید خیزاب در پایان اذعان کرد: این امنیت و آرامش نعمت بزرگی است و بیاید این دو را قدر بدانیم.

انتهای پیام/

دسته بندی: اسلایدر
لینک خبر: http://akhbarekoohpaye.ir/?p=3342

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه
1 دیدگاه
  1. میر رسولی

    سلام ایمیل تان را نداشتم . در صورت امکان مطلب را در سایت منتشر کنید. ممنون
    مرگ یکی از هموطنان بعد از پاسکاری از خانه به بیمارستان و قصور در درمان اصلاً هم خنده دار نیست!
    مرگ حق است؛ به علوم پزشکی گلستان چه ربطی دارد؟!
    ما نفهمیدیم مگر این مملکت قانون ندارد؟! یک بام چند هوا است؟! زبانم لال مگر ملوک الطوایفی شده که هر استان قانون من درآوردی خودش را اجرا می کند؟! یعنی هر کس زود تر بیدار شود رئیس است؟! مگر قوانین گلستان با هرمزگان فرق دارد؟!
    چه شده است؟! دیگر می خواهید چه شود؟! پزشک حاذقی، یک بنده خدایی را در استان هرمزگان عمل کرد و بعد از عمل حین ریکاوری حالا مریض وول خورد چی شد از روی تخت افتاد و مختصری فوت کرد. حالا معلوم نیست موزائیک سفت بود، مریض خودشو سفت نگرفته بود خلاصه هر چی بود عمرش به دنیا نبود و بهشتی شد. حالا گیر دادن به مسئولان بیمارستان که شما مقصر هستید و باید پاسخگو باشید و …
    به قول حشمت فرودس دِکی… بیا و خوبی کن… توی این پائیزی که همه در حال عکس گرفتن با برگ های پائیزی و استکان چای و قهوه و «کتاب بیشعوری» خاویر کرمنته و «مسیر سبز» استوین کینگ برای پست های اینستاگرامی شان هستند پزشک باید عمل کند، کارت خوانش را هم به سامانه مالیات وصل کند بعد هم سین جیم بشود که چرا مریض وول خورده و از روی تخت افتاده است. تازه این لابلا در عین ناباوری دو نفر را هم انفصال موقت کردند! به حق چیزهای ندیده و نشنیده…
    چرا نمی خواهید قبول کنید مرگ حق است؛ چه می دونم عزرائیل خودشو بَده نمی کنه؛ هر که آمد به جهان اهل فنا خواهد؛ این شتری است که در خونه همه چرت می زنه؛ آدمی از مرگ خود چاره نیست؛ آدمی‌زاد تخم مرگ است؛ عمر اگر هزارسال است آخرش مرگ است؛ مرگ پیر و جوان نمی‌شناسد و … بازم بگم یا بسه…
    باز خدا را شکر در استان گلستان از این سین جیم کردن ها و پیگیری ها خبری نیست. در جریان هستید که در یکی از بیمارستان های شرق استان گلستان بیماری با سل شدید هر پس از مراجعه به بیمارستان از نظر مسئول اورژانس سالم تشخصی داده می شد و با آزانس به خانه ارجاع داده می شد تا اینکه بنده خدا در همین رفت و آمد ها فوت کرد. یعنی هر بار که این بنده خدا سرفه کنان به اورژانس می آمده مسئول اورژانس می گفته: «پدر جان بازم اومدی؟ شما که چیزیت نیست! شاید چیزی تو گلوت گیر کرده سرفه می کنی! تِِخ کن تِِخ کن…» بعد هم نیم ساعت اکسیژن بهش وصل می کردن و می گفتن: «راستشو بخوای پدر جان ما اینجا دست و بال مون تنگه …. دارن اورژانس جدید واسمون درست می کنن اینجا پر گرد و خاکه… شما الان برو خونه، ۲۲ بهمن که اورژانس جدید افتتاح شد بیا هر چند روز که خواستی مهمون ما باش!» بعد هم آژانس می گرفتند و مریض راهی خانه می کردند. بار آخر هم تا آژانس زنگ زدند که بیاید و مریض را به خانه ببرد مرحوم بدون هماهنگی راهی بهشت شد و راننده آژانس غر غر کنان و شاکی برگشت! خدا را شکر اینجا هرمزگان نیست کسی را انفصال از خدمت کنند و تا الان هم هیچ کس بازخواست نشده است و همه سر جایشان هستند!
    حالا یک عده گیر دادند که علوم پزشکی گلستان باید پاسخگو باشد. مثل اینکه هنوز متوجه نشدند مرگ حق است و به دانشگاه علوم پزشکی گلستان هیچ ربطی ندارد! کاظم میر رسولی – بهیار بازنشسته

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد